حسنعلى خان افشار
66
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
براى حكمرانان جديد مشكل آفرين بود ، بهويژه آنكه بودنش بر خودسرى شيخهاى عرب ميان شوشتر تا بهبهان تأثير شگرفى داشت . وقايع نگاران رسمى اين تأثير را چنين توصيف مىكنند : بعد از رسيدن سليمان خان سهامالدوله به رامهرمز ، بزرگان آن اراضى و مشايخ اعراب او را مكانتى لايق ننهادند و چنان نمودند كه چندان كه ميرزا قوامالدين در اين اراضى است نتوانيم او را از خويش راضى نداريم ؛ نخستين دفع او را بايد كرد آنگاه از ما اطاعت و انقياد جست . « 1 » بنابراين سليمان خان و اردشير ميرزا عمدهء تلاش خود را متوجه خوزستان ، بهويژه پايان بخشيدن به قدرت ميرزا قوما ساختند و با فتح دژهاى مشهور چمملا ، بهبهان ، گل و گلاب توانستند به كمك نيروهاى عباسقلى خان لاريجانى حكمران فارس - كه در بسيارى از منابع ، سركوبى ميرزا قوما به او نسبت داده شده است - سلطه ديرينهء او را برچينند و براى نخستين بار قدرت قاجارها را بىهيچ خطر جديى ، بهطور كامل ، در خوزستان استقرار و تثبيت بخشند . « 2 » برپايهء آنچه كه گذشت مىتوان گفت آغاز روزگار شاه مرد در خوزستان برابر با پايان اقتدار شاهكهاى محلى آنجا است ، زيرا اردوكشىهاى سنگينى كه براى سركوبى آنها صورت گرفت چنان ناتوانشان ساخت كه به چنين روزگارى ياراى هيچ آشوب گستردهاى را نداشتند ؛ مگر آخرين حلقهء آنها ، سيد قوام الدين طباطبا ، كه بهوسيلهء حكمرانان اين زمان به قدرتش پايان داده شد . ازاينرو دورهء شاه مرد خوزستان بسيار كوتاه و تا اندازهاى به دور از آشوبهاى گسترده است .
--> ( 1 ) . سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 126 . ( 2 ) . نك : همانجا ، ص ص 126 - 129 ؛ خورموجى ، حقايق الاخبار ، ص 89 ؛ هدايت ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 467 ؛ لايارد . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص ص 63 ، 67 ؛ اعتماد السلطنه ، المنتظم ، ج 3 ، ص 1706 .